خانه / اخبار / منصوربیگی در نمازجمعه راوند: چوب فساد باید از لای چرخ اقتصاد ایران بیرون کشیده شود/ در برجام قلب رآکتورها بتن ریزی شد، در سند ۲۰۳۰ احتمالاً قلب فرهنگ و تربیت

منصوربیگی در نمازجمعه راوند: چوب فساد باید از لای چرخ اقتصاد ایران بیرون کشیده شود/ در برجام قلب رآکتورها بتن ریزی شد، در سند ۲۰۳۰ احتمالاً قلب فرهنگ و تربیت

سعید منصوربیگی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان و عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان اصفهان در نماز جمعه ۱۲ خرداد راوند به عنوان سخنران پیش از خطبه ها حاضر شد.

مشروح سخرانی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان در نمازجمعه ی ۱۲ خرداد راوندبه شرح زیر است:
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه ی شما نمازگزاران و روزه داران گرامی که در صفوف دشمن شکن نمازجمعه توفیق حضور دارید. فرا رسیدن ایام ماه مبارک رمضان را خدمت همه ی شما بزرگواران تبریک عرض می کنم و خدای منان را شاکرم که توفیق روزه داری در این ماه عزیز را به ما عطا کرده است. ماهی که به گفته ی پیامبر اکرم (ص) نزد خدا بهترین ماه ها، روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعت هاست. از خداوند متعال خواستارم که در این ماهی که درهای بهشت در آن باز است تمامی ما را به کرمش ببخشد و بیامرزد.
در آستانه ی روزهای عزیزی قرار داریم. سالگرد ارتحال ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ و همچنین سالروز قیام خونین مردم در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ که در آن حدود ۱۵ هزار نفر مسلمان انقلابی به خاک و خون کشیده شدند. قیامی که به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) به شمار می رود. بدین ترتیب سرآغاز مبارزات انقلاب اسلامی در روز ۱۵ خرداد ورق خورد و فصل جدیدی در رویارویی مستضعفان با مستکبران گشوده شد. اهمیت قیام ۱۵ خرداد در مبارزات انقلاب اسلامی در حدی است که مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) درباره ی آن می فرمایند: “حادثه ۱۵ خرداد یک سرفصل بود که جهت گیری ها را مشخص نمود.”
حال پس از گذشت بیش از نیم قرن از این واقعه شاهد آن هستیم که به فضل الهی جمهوری اسلامی ایران به یکی از بزرگترین و قدرتمندرین ملت های دنیا مبدل گردیده است؛ دستاوردی که بلاشک از برکت خون همین شهدای انقلاب اسلامی و شهدای دفاع مقدس حاصل گردیده است.
بدون تردید یکی از نمونه های تبلور جایگاه رفیع جمهوری اسلامی ایران انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا بود.
ایران اسلامی در این انتخابات بار دیگر بدخواهان و کینه ورزان را عقب نشانید و دل دوستان خود را لبریز از شادی و افتخار کرد. مشارکت گسترده و پرشور مردم ایران بار دیگر گوهر درخشانِ عزم و اراده‌ی ملی را در برابر چشم جهانیان به جلوه درآورد.
بلاشک پیروز اصلی این انتخابات مردم ایران بودند و نظام جمهوری اسلامی که علی رغم توطئه و تلاش دشمنان، توانسته است اعتماد این ملت بزرگ را به طور فزاینده جلب کند و در هر دوره درخشش تازه‌ای نشان دهد.
حال که مردم ایران صداقت خود در پایبندی به این نظام را نشان دادند، نوبت دولتمردان است که این مشارکت چشمگیر را پاسخ دهند. رئیس جمهور محترم و همه‌ی کسانی که در دولت آینده شرکت خواهند داشت بایستی کار و تلاش پرانگیزه و اندیشیده را برای برطرف کردن مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ای از این خط مستقیم غفلت نکنند. بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری “رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویت ها، برخورد با فساد و آسیب های اجتماعی ، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.” در این راه اگر دولت توانست در مسیر انقلاب و خدمت به مردم خوب حرکت کند باید تقویت و پشتیبانی شود و اگر هم خدای ناکرده در مسیر خود دچار اشکال و خطا شد، اولا باید اشتباهاتش بیان و ثانیا کمک شود تا خطاهایش تصحیح گردد. علاوه بر دو نگاه تاییدی و تصحیحی برای دولت، باید نگاه «تکمیلی» هم وجود داشته باشد تا به موضوعاتی که مورد غفلت واقع شده است توجه گردد.
نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که دیگر ایام انتخابات و سر دادن وعده های انتخاباتی گذشته و دولت آقای روحانی باید به وعده هایش عمل کند.آقای روحانی که در کارزار انتخاباتی با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی، بر غیر قابل اجرا بودن برنامه های رقبا تاکید می کرد؛ برای اثبات خود وعده هایی داد که اکنون موعد اقدام و عمل به آنها فرا رسیده است. اگرچه تجربه چهار ساله ی وی در اداره کشور نشان می دهد که امکان تحقق این وعده ها برای مدیریت خسته اشرافی وجود ندارد. همچنان که پس از پیروزی در انتخابات دوباره زمزمه های «نمی شود» و «نمی توانیم» از سوی دولتمردان به گوش می رسد.
آقای روحانی در دولت یازدهم رفع مشکل بیکاری و اشتغالزایی را همواره از اولویت‌های خود معرفی می کرد؛ که به گفته کارشناسان تقریبا هیچ کدام از وعده‌های انتخاباتی وی در چهارسال گذشته برای رفع معضل بیکاری به بار ننشسته است. با این حال مجددا در ایام انتخابات برای پیروزی بر رقبای خود ضمن تکرار وعده های قبل ، با صراحت و بدون هیچ اما و اگری از ایجاد سالیانه ۹۵۰ هزار شغل خبر داد و قول داد که سایت کارورزی برای سروسامان دادن به اوضاع بیکاری راه اندازی کند .
اما هنوز چند روزی نگذشته که شاهد کم رنگ شدن وعده ها و آغاز اما و اگرهای دولت در اجرای وعده های انتخاباتی هستیم. چنانکه رییس جمهور در کنفرانس خبری اش در مقابل سوالی درباره ایجاد ۹۵۰ هزار شغل گفت: این منوط به آن است که ۷۷۰ هزار میلیارد تومان در چهار سال آینده سرمایه گذاری شود و سرمایه گذاری داخلی و خارجی جذب گردد تا این مقدار شغل ایجاد شود. حال آنکه رتبه ایران در سال های اخیر در جذب این مولفه ۱۸ پله سقوط کرده و عدد واقعی آن در سال بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار بوده است.
متاسفانه بخش عمده نقدینگی کشور در اختیار یک اقلیت دلال، رانت‌خوار و ضدتولید است که یکی از عوامل اصلی هدایت نشدن نقدینگی به سمت فعالیت های مولد، همین‌ها هستند.
یکی از نگرانی‌های جدی این طیف فاسد، پیروزی احتمالی رقیبان آقای روحانی بود که سبب شده بود به شدت احساس خطر نمایند. اما امروز با پیروزی آقای روحانی، آنان نفس راحتی کشیده‌اند که لااقل تا چهار سال آینده، می‌توانند به روند گذشته ادامه دهند و بدون اینکه زحمتی بکشند، ثروت خود را به قیمت ورشکستگی اقتصاد و تعطیلی کارخانه‌ها چند برابر کنند.
بی تردید اولین و جدی‌ترین مطالبه از دولت دوازدهم باید پایان دادن به حیات مفسدان اقتصادی و هدایت جریان نقدینگی به سمت تولید باشد که جز با ایجاد سامانه ای برای اشراف کامل بر فعالیت های اقتصادی ممکن نیست. دولت باید بر زیر و بم اقتصاد مسلط باشد و هیچ روندی از چشمش پنهان نماند. چوب فساد باید از لای چرخ اقتصاد ایران بیرون کشیده شود و دولت آقای روحانی است که باید این کار را انجام دهد. آقای روحانی در ایام انتخابات وعده های متعددی برای بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم دادند که مردم انتظار محقق شدن آن ها را دارند و ایشان نباید با گذاشتن پیش شرطهای جدید در پایان چهارسال مجموعه ای از دلایل را برای عدم تحقق آن ردیف کند.

همانطور که گفته شد مطالبه گری برای تحقق وعده های انتخاباتی به هیچ وجه نباید فراموش گردد. یکی از دیگر زمینه های مطالبه گری زمینه ی سیاست خارجه است. آقای روحانی که یکی از نقاط قوت دولت خود را سیاست خارجه می داند باید به این سوال پاسخ دهد که راز همزمانی نشست آمریکایی- عربی در عربستان با تحریم‌ های جدید آمریکا علیه ایران چیست؟
در روزهای اخیر رئیس جمهور بى شخصیت و بى ادب آمریکا در اولین سفر خارجی خود به عربستان که در آن سعودی ها قراردادی نظامی به ارزش ۱۱۰ میلیارد دلار با آمریکایی ها منعقد کردند، در یک سخنرانى در جمع حکام وابسته عرب، هر آنچه که شایسته خود و کشور عقب افتاده عربستان است را به ایران نسبت داد و کشورى که روز قبلش در یک انتخابات آزاد که حدود ٧٣٪‏ مردمش در آن شرکت کرده بودند را بزرگترین حامى تروریسم خواند و اعلام کرد که بزودى تمهیدات جدیدى براى منزوى کردن ایران به ‌کار خواهد بست.
در این دیدار میزبان ترامپ، رییس قبیله‌ای بود که مردم کشورش تفاوت صندوق رأی و کندوی عسل را نمی‌دانند!، یعنی در عمرشان یک بار هم حضور در یک انتخابات سیاسی را تجربه نکرده‌اند. کشوری که خانم‌ها در آن اجازه رانندگی ندارند. حکومتی که مخالفان سیاسی‌اش را با شمشیر گردن می‌زند و همین حکومت، بهترین، صمیمانه‌ترین و گرم‌ترین روابط (نه فقط روابط سیاسی، بلکه روابط خانوادگی) را با دولتمردان لیبرال و مدرن جهان دارد و بالعکس آن ها هم بهترین روابطشان را با این‌ها دارند. با همان شمشیری که گردن مخالفان سیاسی شان را می زنند با رفقای لیبرال و مدرنشان می رقصند. همان شمشیری که سر شیخ نمر را از تن جدا کرده، طلا اندود می شود و ترامپ در قهقهه ی پس از رقص باافتخار به عنوان هدیه قبولش می کند. اولین سفر خارجیِ ترامپِ لیبرال و مدرن ؛ همزمان است با انتخابات ایران. جالب این است که هر دوی آنان؛ هم آقای ملک سلمان و هم آقای دونالد ترامپ اعلام می‌کنند که مقابله با جمهوری اسلامی دستور کار اصلی اجلاس ریاض است!
حال ما منتظریم ببینیم که رئیس محترم دولت چه واکنشى نسبت به این سخنان نشان خواهد داد و دستگاه دیپلماسى به پشتوانه راى عظیم مردم چه موضعى اتخاذ و چگونه از حقوق مردم خود دفاع مى کند.
آقای روحانی که در ایام اخیر تمام تلاشش را در ایجاد دو قطبی جنگ و صلح به کار گرفته و بارها اعلام کرده که برجام سایه جنگ و تهدید و تحریم ظالمانه را از کشور برداشت، باید به این سوال پاسخ دهد که چرا تنها یک روز پس از مشخص شدن پیروزی ایشان در انتخابات، کشور آمریکا باید تحریم های جدید علیه ایران تصویب کند و ایران را منشاء تروریسم، هرج و مرج منطقه ای و گسترش دهنده اختلافات قومی و مذهبی خوانده و با عربستان قرار داد تسلیحاتی ۱۱۰ میلیارد دلاری ببندد؟
کافى بود در انتخابات ۲۹ اردیبهشت رقیبان آقای روحانی منتخب مردم مى شدند و آمریکا این موضع را مى گرفت ، در اینصورت دوستان حامی دولت تیتر روزنامه هایشان اینگونه مى شد که در واکنش به انتخاب رئیس جمهور جدید، آمریکا، غرب و اتحادیه عرب علیه ایران متحد شدند و بعد هم دائما سخن سر مى دادند که اگر آقای روحانی مجددا انتخاب مى شد همه چیز گل و بلبل بود و جهان غرب به ما لبخند مى زد.
آیا دلیل واقعی این برخورد دشمنان جمهوری اسلامی ایران همانطورکه رهبر معظم انقلاب بارها فرمودند غیر از این است که “دنیاى استکبار با اصل انقلاب و نظام دشمنى دارد و روزى دست از دشمنى بر خواهد داشت که ما از آرمان‌هاى انقلاب دست برداریم و براى آنها اصلاح طلب و أصول گرا تفاوتى ندارد؟”
نکته ای که در مورد اولین سفر خارجی ترامپ به عربستان به ذهن می رسد این است که حضور ترامپ در ریاض در واقع با هدف شکل گیری ناتوی عربی اسلامی به رهبری سعودی ها و با درخواست آمریکایی ها باشد و آن هدف، مقابله با ایران و حزب الله و شعله ور سازی جنگ شیعه – سنی در منطقه و جهان اسلام است. دقیقا همانند تاسیس پیمان ناتوی غربی ها برای مقابله با نفوذ کمونیسم. از این رو بعید نیست که رژیم صهیونیستی نیز به این پیمان ملحق شود. دیدگاه راهبردی و مشترک عربستان و آمریکا، از بین بردن هرگونه خطری است که اسرائیل را تهدید می کند. یعنی بطور خاص حزب الله لبنان و گروههای مقاومت فلسطینی .
برنامه جدید آمریکا برای تحریم اقتصادی ایران به بهانه های غیرهسته ای از جمله مسایل موشکی و حقوق بشر، حاکی از برنامه ای بلندمدت برای تضعیف اقتصاد ایران دارد. در واقع آمریکا تلاش دارد که ایران را در یک تله تحریمی گرفتار کند که نه راه پس داشته باشد و نه راه پیش!! ایجاد ناتوی عربی هم راهبردی تکمیلی برای تقویت همین تله تحریمی است. همچنین برای تعیین راهبرد آمریکا علیه ایران قبلا برنامه ای با عنوان ” تنبیه ایران”برای رئیس‌ جمهور وقت آمریکا تدوین شده و اکنون ترامپ مجری آن است. برنامه ای که برای جداسازی اقتصاد ایران از جهان، تفرقه افکنی در جامعه ایران، نابودی موشک‌های ایران، عقب نشینی ایران از عمق راهبردی خود در منطقه و به زعم آنان تنبیه کردن ایران است. «پروژه تنبیه» پیش از این در عراق و لیبی نیز اجرایی شده بود. قبلا هم سخنگوی کاخ سفید در صحبت های خود با اذعان به این پروژه گفته بود : “پروژه لیبی و عراق مو به مو در حال پیاده شدن در ایران است.”
آری می بینیم که برجام نه تنها سایه ی جنگ را از سر کشور برنداشته، بلکه با دسترسی هایی که بوسیله ی آن برای بیگانگان ایجاد شده، سایه ی جنگ را بیشتر نموده است. بعد از برجام هسته ای، متاسفانه دولت آقای روحانی به خیال موفقیت، پیگیر سایر برجام ها در حوزه های بانکی، تروریسم، موشکی، حقوق بشری و فرهنگی شده است. برجام بانکی جریانی است که تنها بخشی از آن داستان غم انگیز FATF بود. برجام تروریسم مخالفت با برنامه های ضد تروریستی سپاه پاسداران در منطقه و در ادامه، برجام موشکی که طرح دامنه دار و ادامه دار آقای روحانی و یارانش در محدود کردن توان و برنامه موشکی کشور است. هم اکنون نیز ماجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو یا همان برجام فرهنگی که بهتر است بگوییم کاپیتولاسیون فرهنگی.
نگاهی به روند امضای این سند نشان می‌دهد که دولت اعتدال‌گرای آقای روحانی اعتقادی به «حقِ دانستن مردم» ندارد. چطور می‌شود که مخفیانه سندی امضا و پیگیری شود؛ ولی مردم از آن بی‌اطلاع باشند؟! آیا با چنین عملکردی، می‌توان به شعارهای پرزرق ‌و برقی چون «نظارت مردم» و «دولت شیشه‌ای» و «شفافیت اطلاعات» و «دموکراسی» و… اعتماد کرد؟! نگاهی به ترکیب کابینه دولت و نیز سابقه شخص رئیس‌جمهور، روشن می‌کند که چنین انتظاراتی بیراه است؛ چنین عملکردی به‌جز امضای سند ۲۰۳۰، در امضای FATF و برخی قراردادهای خارجی نظیر قرارداد با پژو و… نیز سابقه داشته است.
تجربه ی برجام به ما می گوید آنچه به موجب سند ۲۰۳۰ بر سرمان خواهد آمد بسیار بدتر از آن چیزی است که در نامه ها و برنامه های دولت آمده است. در برجام قلب رآکتورها بتن ریزی شد، در سند ۲۰۳۰ احتمالاً قلب فرهنگ و تربیت! مهمترین تهدید سند ۲۰۳۰ این است که نظام آموزش و پرورش ما را غیر ملّی می کند.
با پذیرفتن این سند، جمهوری اسلامی رسماً می پذیرد که ذیل متر و معیارهای یونسکو امر آموزش و تربیت را اجرا کند. این یعنی ۶۵ سال پس از اینکه صنعت نفت ملّی شده است، می خواهیم نظام فرهنگ و تربیت خود را با یونسکو قرارداد ببندیم! این همان استعمار فرانو است که بعضی ها دنبال مصادیقش بودند.
تعلیم و تربیت از کلماتی هستند که در متون قدیمی ما با مبنای قرآنی و روایی مورد استفاده قرار گرفته‌اند و آموزش و پرورش ترجمه‌ای فارسی از همین دو کلمه است. تعلیم و تربیت غایتی تکاملی و کاملاً اخلاقی دارد و مقصود از آن تتمیم مکارم اخلاق یعنی تخلق به اخلاق الله و اتصاف به صفات الله است. آیا غایت نظام آموزشی غربی نیز همین است؟
پیاده کردن نظام آموزشی غربی تنها موجب استیلای فرهنگ غربی شده و خواسته یا ناخواسته فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی را هدف قرار می دهد و مثل موریانه به جان فرهنگ ریشه دار ظلم ستیز و حماسی ایرانی می افتد. فرهنگی که مایه ی فخر و مباهات مردم ایران است. اما متاسفانه می بینیم که آقای دکتر سریع القلم مشاور آقای روحانی این فرهنگ را مزاحم تلقی کرده و در کتاب خود می نویسد: “یکی از دلایلی که نه تنها ایران، بلکه کل منطقه خاورمیانه مشکل توسعه یافتگی دارد، این است که در این منطقه، هویت فرهنگی قوی وجود دارد که آمادگی ادغام با فرهنگ جهانی را ندارد. امروز در دنیا حاکمیت بر مبانی فکری و مفهومی دیگری استوار شده است، ما در دنیا لفظ، مفهوم و تعبیری به نام استقلال اصلا نداریم.” به آقای روحانی و مشاور ایشان باید گفت که این مفهوم استقلال که شما آن را نفی می کنید جزو آرمان های انقلاب بوده است . آموزش و پرورش ما نیاز به ۲۰۳۰ ندارد، بلکه نیازمند احیای فرهنگ کهن اسلامی ایرانی است، فرهنگی که در آن بی کاری ضد ارزش است و مایه ننگ و عار، فرهنگی که در آن دستگیری از دیگران باعث سعادت دنیا و آخرت بشر است. سند۲۰۳۰ یونسکو چیزی نیست که جمهوری اسلامی تسلیم آن شود و بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری ” اصل کار غلط است؛ اینکه برویم سندی امضا کنیم و بعد بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم؛ مطلقاً مجاز نیست”.
متاسفانه دولت آقای روحانی که خود را داعیه دار اخلاق مداری می داند، در عمل خلاف آن را ثابت کرده است. پذیرفتن و امضای سندی که طبق آن جمهوری اسلامی ایران موظف است به نام پیاده سازی آموزش برابر برای آموزش همجنس بازان یک مدرسه ی خاص تاسیس نماید با کدام یک از اصول اخلاق اسلامی تطابق دارد؟
پیش از این نیز بارها رفتارهای خلاف ادب و توهین آمیز از سوی شخص رئیس جمهور و دولتمردان دیده شده بود که به خوبی بر کم وکیف آن واقف هستید. در آخرین مورد نیز وزیر بهداشت که قبلا فرماندار یک شهرستان محروم که قصد مطالبه گری حقوق مردمش را داشت، بی شعور خطاب کرده بود؛ این بار با بکار بردن واژه های نامناسب در مورد سوال یک خبرنگار، او را مزدور نامید.
اخیرا نیز در ادامه ی روند توهین های حامیان دولت به مقدسات از جمله حضرت امام رضا (ع) و مدافعان حرم شاهد آن هستیم که یکی از چهره های حامی دولت ضمن بی احترامی به جایگاه مقدس و نورانی شهدای گمنام، ورود پیکرهای شهدا به کشور را برای دفع کردن شادی مردم و جشن های مردمی پیروزی آقای روحانی در شهرها دانسته است. در پاسخ این افراد باید گفت که تبادل پیکر شهدا بر اساس برنامه زمان بندی شده سالیانه و با توافق طرف عراقی و صلیب سرخ و هماهنگی وزارت امور خارجه انجام می شود؛ از این رو تبادل پیکر شهدا ربطی به شرایط و مسایل داخلی کشور ندارد. حال سوال اینجاست که این سخن توسط کسی گفته شده که به جرم اقدام علیه امنیت ملی کشور و تبلیغ علیه نظام، در فتنه ۸۸ دستگیر و به شش سال حبس تعزیزی محکوم و زندانی شده است. هر دو فرزند وی نیز به این جرم محکوم و زندانی شدند. با این وصف، امروز فردی که علیه امنیت ملی کشور اقدام کرده است، نگران شادی مردمی است که خود علیه نظام آن ها اقدام ضد امنیتی کرده است.

متاسفانه دولت آقای روحانی نشان داده است که به فتنه گران و فعالان فتنه ی ۸۸ بسیار بها می دهد. از بکارگیری عناصر فتنه ۸۸ در بدنه ی دولت تا فراهم سازی زمینه برای حضور و سخنرانی فتنه گران در تریبون های مختلف. نمونه ی بارزی از حمایت از فتنه گران، زمینه سازی برای حضور عناصر و عوامل تاثیرگذار در وقایع سال ۸۸ در دانشگاه ها به منظور تغییر گفتمان غالب دانشگاه هاست. از آن جا که به گفته ی امام خمینی (ره) دانشگاه مبداء همه ی تحولات است، برگزاری برنامه های ساختارشکنانه و حضور چنین شخصیت هایی می تواند فضای علمی دانشگاه ها را به شدت مسموم نماید که این فضای مسموم به دنبال آن به سایر بخش های جامعه کشیده می شود. در دانشگاه های شهرستان کاشان نیز به ویژه ی دانشگاه کاشان که بنده در آن مشغول به تحصیل هستم، این موضوع به مشکل و مسئله ی حادی تبدیل گردیده که موجبات نگرانی دانشجویان و افراد انقلابی دانشگاه را فراهم آورده است. متاسفانه در دانشگاه کاشان فعالان فمنیسمی، مجرمان امنیتی و فتنه گرانی که سابقه ی بازداشت و محکومیت دارند به راحتی مجوز سخنرانی گرفته و برای سخنرانی به دانشگاه دعوت می شوند. هیات نظارت دانشگاه در تایید و یا رد مجوز برنامه های تشکل های دانشجویی به صورت سلیقه ای عمل کرده و به صورت آشکارا قوانین و مقررات را زیر پا می گذارد. مبنای عملکرد هیات نظارت، باید آیین نامه ای باشد که توسط وزارت علوم به دانشگاه ها ابلاغ گردیده و هرگونه تغییر در این آیین نامه فراتر از حدود اختیارات هیات نظارت دانشگاه است. اما متاسفانه شاهدیم که هیات نظارت دانشگاه کاشان با وجود حضور حقوقدانانی نظیر ریاست دانشگاه در آن در موارد متعدد سعی در زیرپا گذاشتن این آیین نامه داشته است. این هیات با سعی در مهندسی جریان دانشجویی به نفع جریان مطبوع مسئولین دانشگاه در موارد متعدد موضوعی غیرمنطقی که در هیچ جای آیین نامه و قانون به آن اشاره نشده و صرفا تلقی شخصی آقایان می باشد را مورد استناد قرار داده و باعث سرکوب جریان های روشنگری علیه نفاق موجود گردیده است. در حالی که طبق قانون تنها “برگزاری سخنرانی، تجمع، راهپیمایی، میزگرد، تریبون آزاد و نصب تابلوهای تشکل های دانشجویی با ارائه ی مجوز از هیات نظارت دانشگاه امکان پذیر است؛ آقایانی که، حتی برای توزیع خرما و یا پخش مستند در سطح دانشگاه تشکل های انقلابی را مجبور به گرفتن مجوز می نمایند، با اعمال راهکارهای فراقانونی و کاملا تبعیض آمیز برای همفکران سیاسی شان در سطح دانشگاه مجوزها را به صورت عمده صادر می نمایند.
پخش فیلم زبان اصلی با موضوع فمنیسم و محصول کشور انگلستان در داخل دانشگاه توسط شخص معاون فرهنگی دانشگاه و بدون بررسی محتوا در هیات نظارت، تاییدیه می گیرد اما پخش یک مستند انقلابی و انتقادی که محتوای آن توسط کارشناس مربوطه بررسی شده و به تایید مدیریت فرهنگی دانشگاه رسیده ممنوع می شود!!
چگونه است که دکتر ستار معاون فرهنگی دانشگاه پخش خرما به مناسبت تعطیل شدن برخی از کارخانه های داخلی را اقدامی ضد نظام و براندازانه قلمداد کرده و طبق نظر شخصی ایشان این برنامه باید در هیات نظارت دانشگاه بررسی گردد اما حضور فتنه گران در دانشگاه آزاد است؟!!
چگونه است که خبر از دعوت عناصر حزب مشارکت در دانشگاه می شنویم که سابقه زندانی شدن و محکومیت آنها کاملا مشخص است و هیات نظارت دانشگاه برایشان فرش قرمز پهن می کند؟ آیا حضور این افراد که عاملان فتنه ۸۸ بوده اند به نفع انقلاب و نظام است یا به نفع حزب شماست و برای بقای شما ؟!!
چگونه است که معاونت فرهنگی در موارد متعدد و به اسم کرسی آزاداندیشی، در سخنرانی هایی یکطرفه که تعداد دانشجویان حاضر در آن به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد، چهره های هم اندیش را دعوت به سخنرانی می کند؛ صرفا به این هدف که منافع خود و سایر مسئولین دانشگاه را برآورده سازد؟!! آیا اینها در جهت برآورده کردن منویات مقام معظم رهبری است ؟!!
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: ” معنای سیاسی شدن دانشگاه یا حضور سیاست در دانشگاه این نیست که دانشگاه بشود یک جایی برای اینکه جریان های سیاسی، گروه های سیاسی، عناصر سیاسی، برای اغراض سیاسی بیایند از این استفاده کنند.” اما متاسفانه هم اکنون در عمل خلاف این موضوع در عملکرد مسئولین دانشگاه ها مِن جمله دانشگاه کاشان دیده می شود. لذا از مسئولین دانشگاه کاشان اعم از دکتر زراعت ریاست محترم دانشگاه و دکتر ستار معاونت محترم فرهنگی دانشگاه خواستاریم که ضمن توجه ویژه به این نارسایی ها، برای سایر مسائل و مشکلات فرهنگی دانشگاه نظیر عفاف و حجاب که در دانشگاه کاشان اوضاع نابسامانی دارد،چاره اندیشی نمایند.
در پایان صحبت هایم را با فرازی از وصیت‌نامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی (ره) به پایان می رسانم:
“وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستان ها و دانشگاه ها آن است که خودشان شجاعانه درمقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.”
اللهم النصرالاسلام و اهله واخذل الکفار و اهله و احفظ قائدنا الخامنه ای بحق امیرالمومنین
والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

درباره‌ی مدیریت سایت

از این صفحه هم دیدن کنید

ثبت نام اردوی جهادی تابستان ۱۳۹۶

با یاری خداوند متعال اردوهای گروه های جهادی شهید شاطری و طلایه داران ظهور بسیج دانشجویی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*