خانه / اخبار / منصوربیگی در نمازجمعه ی ۵ آبان کاشان: آموزش عالی نیازمند تحول و پیدا کردن جایگاه خود در حل مسائل کشور است

منصوربیگی در نمازجمعه ی ۵ آبان کاشان: آموزش عالی نیازمند تحول و پیدا کردن جایگاه خود در حل مسائل کشور است

مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه ی پنجم آبان کاشان با اشاره به روند نامناسب اداره وزارت علوم در ۴ سال گذشته گفت: آیا آموزش عالی که نیازمند تحول و پیدا کردن جایگاه خود در حل مسائل کشور است؛ همچنان با محافظه‌کاری و بدون تغییر عمده در مدل حکمرانی، اداره خواهد شد؟

متن کامل سخنرانی سعید منصوربیگی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان در پیش از خطبه های نماز جمعه ی پنجم آبان کاشان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رب اشرح لى صدرى ویسر لى امرى وحلل عقده من لسانى یفقهو قولى

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما نمازگزاران گرامی که در صفوف دشمن شکن نمازجمعه توفیق حضور دارید، و خوشحالم که فرصتی ایجاد شد که به عنوان یکی از اعضای جنبش دانشجویی به ویژه بسیج دانشجویی که به فرموده ی مقام معظم رهبری یکی از ارزنده‌ترین یادگارهای امام راحل بزرگوار ماست، چند دقیقه ای را در خدمت شما باشم و برخی از دغدغه های فعالین دانشجویی را با شما در میان بگذارم.

همانطور که می دانید در آستانه ی یوم الله سیزده آبان قرار داریم. روزی که یکی از درخشان‌ترین صفحات تاریخ حماسی جوانان مسلمان ایران در مبارزه با استکبار جهانی و ایادی آن است.

بازخوانی و تببین مستمر رخدادها و حوادث آموزنده و عبرت انگیز جوامع، ضرورتی اجتناب ناپذیر و نیازی حیاتی برای ملت ها به شمار می رود و وقایع مهم و حساس سیزدهم آبانماه در تاریخ انقلاب اسلامی در شمار این رخدادها محسوب شده و از اهمیت فراوانی برخوردار است.

در این روز الهی، جوانان و نوجوانان ایران اسلامی، یاد و خاطره مبارزات تاریخی ملت خود با رژیم ستمشاهی و اربابان شیطانی آن را گرامی می دارند. در سال ۱۳۴۳ رژیم طاغوتی پهلوی کوشید با تصویب قانون کاپیتولاسیون، سرسپردگی روزافزون خویش را به اربابانش نشان دهد، اما وقتی با افشاگری روشنگرانه حضرت امام خمینی(ره) مواجه شد و از همراهی ملت بیدار ایران با رهبر الهی خویش به هراس افتاد، در روز سیزدهم آبان ماه دست به تبعید حضرت امام خمینی(ره) زد. با این حال، رشد و بالندگی فرزندان معنوی امام خمینی(ره)، آسایش عمّال استکبار را بر هم زده و نهضت بیداری ملت ایران، روز به روز فراگیرتر شد. تا جائی که ضربه‌های امواج توفنده آن، در صحنه ۱۳آبان ۱۳۵۷ کاخ ستمشاهی رژیم پهلوی را به لرزه در آورد. در آن روز دانش‌آموزانی که در مکتب حضرت امام(ره) پرورش یافته بودند، سینه‌های خویش را در برابر گلوله‌های مرگبار طاغوت، سپر کردند تا نهال انقلاب اسلامی را بارور سازند.

در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ نیز فرزندان خمینی کبیر(ره) با فتح لانه جاسوسی، سیلی دیگری بر گونه‌های استکبار جهانی کوبیدند تا برای همیشه رؤیای بازگشت به ایران اسلامی را فراموش کند. امروز ملت فهیم، مسلمان و انقلابی ایران و به ویژه نوجوانان و جوانان دانش آموز و دانشجو در حالی به گرامیداشت مجاهدت‌های تاریخی خود می پردازند که ملتهای مستضعف، در اقصی نقاط گیتی بیدار گشته و علیه حکومت‌های جور به حرکت در آمده اند.

حکومت هایی که بارها عداوت و دشمنی خود با بلاد مسلمان را نشان داده اند. نمونه ی بارز آن نیز اظهارات اخیر رئیس جمهور سبک مغز آمریکا درباره ی ملت ایران است که اوج خباثت و دنائت سردمداران کاخ سفید را می‌رساند. این اظهارات سبب شد که بعد از گذشت ۴سال از مذاکرات و بیش از ٢سال از اجرای برجام یکبار دیگر برهمگان، حتی دلبستگان به غرب و بزک کنندگان چهره پلید آمریکا مشخص گردد که رهنمودهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در خصوص خصومت ها و خیانت های شیطان بزرگ یک واقعیت غیرقابل کتمان است و در برابر این رژیم جهانخوار تنها بر مبنای فرهنگ مقاومت می توان مقابله کرد و اندیشه‌ی سازش و تسلیم، جز عقب نشینی از دستاوردها، از دست دادن فرصت ها و لگدمال کردن منافع ملی چیزی به همراه ندارد.

چرا ترامپ بدنبال مادام العمر کردن برجام است؟

همانگونه که پیش بینی می‌شد ترامپ علی‌رغم چند ماه رجز خوانی علیه برجام، حاضر نشد از این سند که دستاورد بزرگی برای آمریکاست، دست بردارد. حال باید پرسید اگر آمریکا آنگونه که حامیان برجام ادعا می‌کنند، برجام را به زیان خود می‌داند چرا اصرار دارد که آن را به یک سند مادام العمر تبدیل کند؟ ترامپ می‌داند برجام مجموعه‌ای از ده‌ها امتیاز نقد است که آمریکا از ایران گرفته و یک مشت وعده نسیه که در مقابل داده است؛ بنابراین به وضوح قابل پیش بینی بود که هرگز از آن دست نمی‌کشد. اما اصولا خروج یا عدم خروج آمریکا از برجام، و مانورهای رسانه ای و شرطی کردن اذهان پیرامون این موضوع که سبب التهاب بازار سکه و ارز نیز گشت، تنها دادن آدرس غلط و فرعی است. آنچه باید مورد توجه جدی مسئولین امر ، تصمیم سازان و رسانه ها قرار بگیرد تحریم های کاتسا است که ترامپ حتی نگذاشت موعد قانونی آن فرا برسد و ۱۹ روز زودتر دستور اجرا شدن بخش اصلی آن مربوط به سپاه پاسداران را صادر کرد.

اوج خباثت در این تحریم ها این است که سپاه پاسداران که در همین پنچ سال گذشته بیش از هزار شهید در راه مبارزه با تروریسمی که آمریکا و ایادی آن درست کرده اند داده است، متهم به حمایت از تروریسم گردیده است.

با اجرایی شدن تحریم های کاتسا موسوم به “سیاهچاله تحریم ها” در ۸ آبان، اصولا خروج یا عدم خروج آمریکا از برجام کم اهمیت خواهد شد. چرا که تحریم های کاتسا وضعیت تحریمی ما را به شرایطی بدتر از دوران قبل از برجام خواهد شد.

برجام اگر واقعا بر مبنای این منطق امضا شده بود که می توان با آمریکا مذاکره و تحریم ها را رفع کرد، امروز صاحبان این منطق باید از اشتباه خود درس می گرفتند؛ اگر به اشتباه برجامی خود «اعتراف علنی» نیز نمی‌کردند، لااقل از تکرار این رویکرد اشتباه «اجتناب عملی» می‌کردند. تعمیم مدل برجام به حوزه‌های دیگر در عین اذعان به بی‌فرجامی و شکست آن در یک آزمایش بزرگ و پرهزینه، در ذات خود متناقض است. حامیان این مدل دیگر نمی‌توانند ادعا کنند هدف‌شان تامین منافع ملی است، لذا اصرار بر این مدل و منطق اشتباه، باید علت و هدف دیگری غیر از تامین منافع ملت ایران داشته باشد.

برنامه هسته ای برای آمریکا و لیبرال های وطنی بهانه است…

همانگونه که آمریکا «برنامه هسته‌ای» را بهانه‌‌ای برای تحریم و ضربه‌زدن به اقتصاد ایران قرار داد، لیبرال‌های ایرانی نیز «تحریم‌های هسته‌ای» را بهانه‌ای برای گشودن باب مذاکره و بردن کشور ذیل سلطه غرب قرار دادند.

متاسفانه “عادی نمایی” اوضاع، برای برخی جریان های سیاسی اکنون به یک راهبرد مبدل گردیده است. مایلند مردم اینگونه فکر کنند که نه در نطق ترامپ اتفاق جدید و مهمی افتاده، نه امریکا تعهدات خود طبق برجام را نقض کرده و نه قانون کاتسا تحریم مهم و جدیدی است. نتیجه ای هم که می خواهند بگیرند این است که کار خاصی نباید کرد و اقدام و پاسخی به امریکا لازم نیست. این دامی است که باید از آن پرهیز کرد. راهبرد جدید امریکا به شدت خصمانه است، امریکا خود برجام را پاره کرده و از آن خارج شده اما می خواهد ایران را در آن نگه دارد؛ و قانون کاتسا هم فرمان محاصره ایران است. امریکا، تا وقتی حس کند تحریم یک “گزینه موثر” است از آن دست نخواهد کشید؛ ترامپ و اوباما هم ندارد. امریکا از تحریم به سه چیز دل بسته است:

١- کشور را به دو دسته هواداران سازش و مخالفان آن تقسیم کند.

٢- جلوی پروژه “امن سازی اقتصاد” را بگیرد.

٣- سرعت رشد برنامه های امنیت ملی بویژه برنامه موشکی، برنامه دفاع متعارف و برنامه منطقه ای را کاهش بدهد.

اینکه دولتمردان ما ، از ابتدا چرا از درک این حقیقت روشن عاجز بودند جای سئوال است! نکته تعجب برانگیزتر اینکه چرا با وجود اینکه ، بدعهدی طرف غربی با سرکارآمدن ترامپ علنا و رسما آشکار و ثابت شده، دولتی های محترم به مصداق مثل معروف “از این ستون به آن ستون فرج است” به امام زاده اروپا دخیل افتاده اند؟

آمریکا در حال بازی نقش پلیس بد و اروپا پلیس خوب است

آیا اساسا اروپا و آمریکا به برجام نگاه متفاوتی دارند ؟ اصلا آیا از منظر استکبار شناسی و معادلات بین المللی بین اروپا و آمریکا تفاوتی در ماهیت و منافع وجود دارد؟ مگر نه این است که اگر آمریکا امروز مظهر استعمار و استثمار است، انگلیس پیر این دیر است؟ موضع اروپا در قضیه برجام برای ایران بسیار خطرناک تر از موضع ترامپ است!

چیزی که کاملا مشهود است و نباید فریب آن را خورد این است که آمریکا در حال بازی نقش پلیس بد و اروپا پلیس خوب است.

پس از نطق سخیف ترامپ، در مواضع اعلامی مسئول پرونده برجام، دیدیم که متاسفانه استراتژی رسمی دولت جمهوری اسلامی -که توسط آقای روحانی اعلام شد- تنها فحاشی به آمریکا و در عین حال ماندن در بازی برجام و پناه بردن به اروپا بود که همان انتظار آمریکایی هاست. اگر شرط کافی، اقدامات متقابل است؛ آنگاه بی‌عملی و تعلل در اقدامات، این فرضیه را قرین به صحت می‌کند که فضا سازی صرف در مقابل ترامپ، به دلیل فرار به جلو برای مدیریتِ مطالبات مردم و تخدیر منتقدان و نیروهای انقلابی بوده است.

وزیر خارجه فرانسه بعد از دیدار با رئیس سازمان بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده که ما به زودی فرصت خواهیم داشت ایرانی‌ها را در این دو موضوع (موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای) تحت فشار قرار دهیم.

در این جریان، نقش پررنگ‌تر فرانسه در حالی رخ می‌دهد که این کشور پس از برجام سودهای هنگفتی از روابط تجاری با ایران کسب کرده و توانسته است رونق مجددی به اقتصاد خودش ببخشد. قراردادهای توتال، رنو، پژو و ایرباس تنها بخشی از این موارد بوده است. در واقع پاریس پس از آن‌که به تعبیر ترامپ «پولش را گرفته و لذتش را برده» هم‌اکنون مسیر تازه‌ای برای مقابله با توانمندی‌های ایران پیشنهاد می‌کند؛ به این امید که با مذاکره مجدد، امتیازات تازه‌تری نصیبش شود. این رویکرد خصمانه از طرفی باید درسی برای دولت‌مردان ایرانی باشد تا پای قدرتمند خود را با عصای بیگانه عوض نکنند و برای بهبود وضعیت اقتصادی به خارج از کشور دل نبندند.

ملت ما اروپا و آمریکا را کم نیازموده است

ملت ما اروپا و آمریکا را کم نیازموده است. ۶۴ سال پیش دکتر مصدق در نیویورک با رئیس‌جمهور آمریکا مذاکره کرد و قول و قرار گذاشت تا بلکه بدین ترتیب راه زیاده‌خواهی انگلیس سد شود. اما آمریکا خیانت کرد و کودتای آژاکس را همراه انگلیس ترتیب داد. همچنین قرارداد الجزیره و آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان نیز به همین سرنوشت دچار شد. دولت اصلاحات به واسطه برخی قول و قرارهای پنهان، به آمریکا در مقابله با طالبان کمک کرد اما به جای تشکر و دست‌خوش، اتهام عضویت در محور شرارت را دریافت کرد.

عقل و شرع غلط از آب در می‌آمد، اگر توافق با شیطان بزرگ به سرانجام مورد تصور، مبنی بر ایجاد رونق و گشایش اقتصادی می‌رسید. رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای می فرمایند: “در قضیّه‌ی برجام این‌جور القا می شد که اگر توافق بکنیم دشمنی ها برطرف می شود. خب توافق هم کردیم، دشمنی‌ها برطرف که نشده، زیادتر هم شده.”

شنیدن و اطاعت از ولی امر است که می‌تواند راهگشا باشد و نه غفلت از راهنمایی‌های او. رهبر حکیم انقلاب دوسال پیش در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، ضمن موافقت مشروط با آغاز اجرای توافق برجام، تصریح فرمودند: «جنابعالی با سابقه‌ی چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالات آمریکا، در قضیّه‌ هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند». بی‌هیچ اغراقی می توان گفت که حتی یک شرط از شروط اعلام شده در این نامه رعایت نشد و اعضای هیئت نظارت، هیچ تصمیم معقول و منطقی در قبال آن نامه و رفتار آمریکایی‌ها نگرفتند! در بند بند نامه رهبری، برای هر حرکت آمریکایی‌ها پیش‌بینی‌های لازم شده بود، اما هیجان و ‌اشتیاق عده‌ای برای هرچه زودتر فروختن دستاوردهای یک ملت، کار را به اجرای یکطرفه برجام کشاند. کسانی که در کشور “تحریم‌ هراسی” راه انداختند و خیلی از مسائل از جمله “آبِ خوردن” مردم را به تحریم گره زدند و وعده دادند که با برجام همه چیز حل می‌شود، به این فکر نکردند که با این وضعیت دشمنان اهرم فشار تحریم و تهدید را بیشتر علیه ما به کار خواهند گرفت؟

اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان داخلی کشور را در قبال دشمنی ها بیمه می کند

از چند سال قبل، رهبر انقلاب بر اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان داخلی تاکید داشت. امر مهمی که می‌توانست کشور را در برابر این همه دشمنی‌ها در عرصه اقتصاد بیمه کند. اما دولتمردان، هیچ قدمی در آن راه برنداشتند و صرفا بر روی کارهای روزمره خود، برچسب اقتصاد مقاومتی را چسباندند!

واردات از اروپا اوج می‌گیرد اما روزنامه دولت تیتر می‌زند که صادرات افزایش یافته! صادرات چه چیز!؟ نفت! نفتی که نمی‌توانیم پولش را بگیریم و طبیعی است که هیچ کشوری از نفت مفت بدش نمی‌آید! بازی دولت با حاشیه‌ها و بی‌توجهی به توصیه‌ها، فرجام تیره‌ای را برای اقتصاد ملی رقم خواهد زد.

در رآکتور اراک که طی ۱۵ سال توسط دانشمندان و جوانان خود ما ۸۷ درصد پیشرفت کرده بود بتن ریختند، ۱۰ هزار کیلو مواد رادیواکتیوی که در ظرف ۱۰ سال به تدریج تولید شده بود را از کشور خارج کردند. ۱۹ هزار سانتریفیوژی که در این سالها به زحمت به دست آمده بود را به ۵ هزار سانتریفیوژ کاهش دادند، همه این کارها را کردند که شرایط کشور از قبل از برجام بدتر شود ؟ کدام تحریم برداشته شده است؟

می‌گویند به خاطر برجام داریم نفت صادر می‌کنیم! مگر قبل از برجام نفت صادر نمی کردیم؟ قرار نبود نفت از چاه دربیاید و در «چاله حصر بانک‌ها» قرار بگیرد و نتوانیم از پولش استفاده کنیم. مگر خود مسئولان دولتی نمی‌گویند که امروز حتی یک بانک بزرگ هم حاضر نیست با ما کار کند و هیچ شهروند ایرانی در هیچ نقطه دنیا نمی‌تواند حساب دلاری باز کند؟ اینطور تحریم ها برداشته شده است؟

از چرخ سانتریفیوژ تا چرخ اقتصاد و زندگی مردم

چهار سال پیش آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود اعلام کرد، هم سانتریفیوژها باید بچرخد و هم چرخ زندگی مردم؛ حالا مدت قابل توجهی از آن زمان گذشته و تا حدودی می‌توان عملکرد او را مورد بررسی قرار داد، عملکردی که فاصله قابل توجهی با آنچه مدنظر دولت بود، دارد. از چرخیدن سانتریفیوژها که بگذریم به چرخیدن چرخ زندگی مردم می‌رسیم. مردمی که طی چند سال اخیر، همچنان زیر فشارهای معیشتی له می‌شوند و باید گفت چند سالی می‌شود که چرخ زندگیشان پنچر شده است.

البته دولت اعتقاد ندارد که چرخ زندگی مردم نمی‌چرخد و در این زمینه به آمارهای خود تکیه می‌کند، آمارهایی که هرچند نشان می‌دهد وضعیت مناسبی بر اقتصاد کشور حاکم است! اما زندگی مردم، بیانگر واقعیت دیگریست. در آخرین نمونه این موضوع، مرکز آمار ایران اعلام کرد نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به مهر ۹۶ معادل ۸/۲ درصد شده تا تورم تک رقمی همچنان بر پیشانی اقتصاد ایران بدرخشد! البته رئیس‌جمهور در تبلیغات انتخاباتی چهار سال پیش خود گفته بود ملاک تورم، جیب مردم است؛ اما در حال حاضر که در راس قوه مجریه قرار گرفته، انگار ملاک تورم هم تغییر کرده است.

آنچه وضعیت جیب مردم را نشان می‌دهد، افزایش ۱۵ درصدی اجاره بها در شهریورماه سال جاری است، افزایش بیش از ۲۰ درصدی تورم ۱۴ قلم کالای خوراکی و مواردی از این قبیل است. به عبارت دیگر؛ دولت در زمانی که اعلام رقم رشد به نفعش بوده، آن را به سرعت اعلام کرده، ‌اما در جایی که آمار به ضررش می‌باشد تعلل‌های فراوانی از خود نشان داده است.

چرا خبری از کلنگ زنی و افتتاح پروژه ها نیست…

حال که تب و تاب انتخابات خوابیده است دیگر خبری از کلنگ زنی و افتتاح پروژه های متعدد توسط دولتمردان نمی شنویم. گویا به خاطر همین خالی بودن دستان دولت از افتتاح پروژه هاست که می بینیم مسئولین دولتی به جای افتتاح پروژه و ایجاد شغل های جدید، مراسم افتتاحیه و رونمایی از پلاک منزل پدر آقای روحانی برگزار می کنند.

این نارسایی ها در بخش های دیگری از دولت نیز دیده می شود. پوشش همگانی ۱۱ میلیون نفر از افراد فاقد بیمه در قالب طرح تحول سلامت پرچم افتخار دولت یازدهم و برگ برنده روحانی برای دستیابی به دولت دوازدهم بود، اما حالا هرقدر از دولت دوازدهم می‌گذرد، واقعیت‌های تازه‌ای درباره طرح تحول سلامت آشکار می شود. به‌خصوص حالا که با اجرای مصوبه دولت و مجلس دارندگان بیمه سلامت تنها در بخش دولتی رایگان پذیرش می‌شوند و در مراکز خصوصی باید هزینه بپردازند. علاوه بر این، منع شدن داروخانه‌ها از پذیرش نسخه‌های تجویز شده در خارج از مراکز دولتی موجب سرگردانی بیماران برای پیچیدن نسخه‌هایشان شده است؛ چراکه ۸۵ درصد خدمات سرپایی در مطب‌های خصوصی پزشکان ارائه می‌شود و حالا تمام هزینه‌های نسخه هم بر دوش بیماران است.

نکته ای دیگر که نیازمند توجه می باشد این است که وقتی بیمارستان ها و درمانگاه های یک کشور شلوغ است قبل از اینکه دالّ بر زیادی بیمار باشد، نشانگر بیماری نظام سلامت آن کشور است. واقعیت این است که مقوله بسیار مهم “بهداشت” و پیشگیری و سلامت نگه داشتن مردم، مغفول استراتژیک نظام سلامت ماست و متولیان مدیریت نظام سلامت ما که غالبا خود پزشک متخصص و نسخه بنویس و چاقوی جراحی بدست هستند؛ سر بزنگاهِ درمان، در کمین بیماران نشسته اند. این دولت در ابتدا، شعار تحول در نظام سلامت می داد؛ لیکن در عمل تا کنون نتیجه ای جز سرازیر شدن بودجه نجومی به جیب قشر محدودی از پزشکان عاید نگردیده است.

آموزش عالی نیازمند تحول و پیدا کردن جایگاه خود در حل مسائل کشور است

دولت یازدهم در حالی به پایان رسید که از وزارت علوم آن میراثی پر از کارهای نیمه‌تمام و بعضا بیهوده باقی ماند. شاخص‌ترین فعالیت این وزارت به گفته خود وزارت‌نشینان، تعاملات بین‌المللی گسترده‌ای بود که نهایتا منجر به انعقاد تعداد زیادی تفاهم‌نامه گردید. روزی بر وزارت علوم نگذشت مگر اینکه تعدادی هیات‌ دانشگاهی خارجی از دانشگاه‌های کشور دیدن کردند و یا اساتید دانشگاه‌های کشورمان به بازدید آنها رفتند. عدد این رفت‌و‌آمدها آنقدر زیاد است که حالتی کاریکاتوری به خود گرفته و بیشتر از اینکه شبیه به فرآیند “بین‌المللی‌سازی آموزش عالی” باشد؛ تداعی‌کننده یک “جوگیری پسابرجامی” است. دیپلماسی علم و فناوری وزارت علوم، برشی از دیپلماسی دولت است که بهای اصلی را به کشورهای غربی می‌دهد و وقتی که حرف از کشورهای حوزه نفوذ و همسایه می‌آید، دستش خالیست.

حال سوال این است که این حجم از توجه و تعداد زیاد تفاهم‌نامه و رفت‌وآمد، دقیقا ناظر به حل کدام مشکل از مشکلات اساسی آموزش عالی بوده است؟ این رویکرد وزارت علوم در حالی است که کارهای اساسی این دستگاه مانند طرح آمایش آموزش عالی که ناظر به یکی از مهمترین چالش‌های این نظام یعنی تنظیم ظرفیت دانشگاه‌ها و بیکاری فارغ‌التحصیلان است، پیشرفت حداقلی داشته و همچنین شعارهای زیبای دانشگاه کارآفرین، کاربردی کردن پژوهش‌ها، ارتباط صنعت و دانشگاه و…که مرتبا از زبان مسئولین وزارت علوم خارج می‌شد؛ در حد شعار باقی مانده است. اوضاع فرهنگی و سیاسی دانشگاه ها هم که کاملا مشهود است.

دولتی که دم از آزادی بیان و ایجاد نشاط در دانشگاه ها می زد، هم اکنون فضایی غیر از رکود و مردگی فرهنگی و سیاسی در دانشگاه ها ایجاد نکرده است. مسئولین فرهنگی دانشگاه ها با سیاسی کاری ها و منفعت طلبی های حزبی خود، دانشجوها را از کار فرهنگی زده کرده اند. برای گرامیداشت فلان چهره ی سیاسی هم حزب خود از بودجه ی فرهنگی دانشگاه، میلیون ها تومان خرج می کنند؛ اما هنگامی که برای مثال نوبت به ارائه ی تسهیلات به دانشجوهای زائر اربعین حسینی می رسد، بودجه ی فرهنگی دانشگاه بسیار اندک و محدود اعلام می‌گردد. در همین راستا مسئولین امر هنگامی که محل نقد و مورد بازخواست دانشجویان قرار می‌گیرند، با خنده های تصنعی و حواله دادن کار به مراجع بالاتر از خود، از پاسخگویی فرار می کنند.

در آستانه انتخاب گزینه پیشنهادی وزارت علوم و با نگاهی به لیست افراد صاحب‌شانس تصدی وزارت، باید پرسید که آیا این روند نامناسب وزارت علوم ادامه خواهد داشت و همچنان مسائل فرعی بر مسائل اصلی خواهد چربید؟ و آموزش عالی که شدیداً نیازمند تحول و پیدا کردن جایگاه خود در حل مسائل کشور است؛ همچنان با محافظه‌کاری و بدون تغییر عمده در مدل حکمرانی، اداره خواهد شد؟

امیدواریم که به لطف خداوند و با یاری امام زمان (عج) نارسایی های موجود هرچه سریعتر برطرف گشته و مسئولین امر خدمت رسانی به مردم را سرلوحه ی اقدامات خود قرار دهند و از ریاست طلبی دوری نمایند. چرا که امام رضا(ع) فرمود: زیانی که دو گرگ گرسنه به گله‌ی گوسفندی بی چوپان می زنند از زیان ریاست طلبی در دین مسلمانان بیش تر نیست.

درباره‌ی مدیریت سایت

از این صفحه هم دیدن کنید

منصوربیگی در نمازجمعه راوند: چوب فساد باید از لای چرخ اقتصاد ایران بیرون کشیده شود/ در برجام قلب رآکتورها بتن ریزی شد، در سند ۲۰۳۰ احتمالاً قلب فرهنگ و تربیت

سعید منصوربیگی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان و عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*